غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

139

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مواضعه ايشان نزد كيخاتو خان فرستاد و ايلخان ايلدار و قنجقبال و طولاداى را مؤاخذه كرده مقيد ساخت و طغاجار كه خمير مايهء آن فتنه بود قاصدى همعنان برق و باد ببغداد ارسال داشته ببايد و پيغام داد كه بر جناح استعجال بدينجانب ايلغار بايد نمود تا مقصود بحصول پيوندد و بايد و در جنبش آمده چون اين خبر بسمع كيخاتو خان رسيد از اران بتبريز خراميد و تيتاق را با پنج هزار سوار منقلاى ساخته آقبوقا و طغاجار را با دو تومان لشگر از عقب روان گردانيد و بنفس خود در اوايل سنهء اربع و تسعين و ستمائه از رودخانه اهر بعزم حرب و قهر متوجه گشت و ميان تيتاق و قراولان بايد و محاربه روى نمود فوجى از سپاه بايدو بقتل رسيدند اما آقبوقا و طغاجار چون دو روزه راه رفتند سحرى كه صبح صادق در دميدن بود طغاجار بيشمورت آقبوقا طبل كوچ كوفته روان شد و آقبوقا از تقدم و عدم التفات طغاجار متعجب گشته چون در منزل نزول نمود كس فرستاد و سبب آن معنى را استفسار فرمود طغاجار جوابداد كه موجب تعجيل در نهضت قلت علت و ضيق يورت بود آقبوقا اين سخن باور كرده سحر ديگر باز طغاجار بر آقبوقا سبقت گرفت و مانند روز گذشته پيشتر روان گشت و بدين واسطه آقبوقا در دغدغه افتاده پيغام داد كه چرا طغاجار بخلاف ياسا در اين دو روز پيش از ما كوچ مينمايد طغاجار نقاب ارتياب از چهره انديشه برگرفته در جواب گفت كه تا امروز به حكم كيخاتو خان آقبوقا منصب امير الامرائى و رتبه تقدم داشت و حالا بفرمان بايدو خان آن امر به من تعلق گرفته چون اين جواب به گوش هوش آقبوقا رسيد متوهم گشته سپاهيان فوج‌فوج مانند سيل در وقت انحدار روى به منزل طغاجار آوردند و آقبوقا بامعدودى چند عنان بسوى اردوى كيخاتو خان انعطاف داد و بعد از وصول كيفيت حال عرض كرده كيخاتو خواست كه به طرف روم گريزد اما بعضى از مردم كوته‌انديش مصلحت نديدند و ايلخان به طرف اهر بازگشته در آن اثنا توكل نويان كه لشگر گران بگرجستان رفته بود مراجعت نمود و جمعى از امرا كه در تبريز مقيد بودند گريخته بوى پيوستند و باتفاق متوجه اردوى كيخاتو شدند و هزارهء نارين با زمانهء پركين در ساخته ناگاه پادشاه را گرفتند و بامراى عاصى سپردند و ايشان او را در روز پنجشنبه ششم جمادى آخر سنهء اربع و تسعين و ستمائه هلاك كردند و كيخاتو خان را سه پسر بود آلافرنك و ايرانشاه ازدندى خاتون بنت آقبوقا جلاير حينك پولاد از بولغان خاتون و هيچيك ازين سه پسران بسلطنت نرسيدند و از جملهء مشايخ زمان كيخاتو خان يكى شيخ احمد قزوينى است و او در زهد و عبادت درجهء اعلى داشت و در سنهء تسعين و ستمائه علم عزيمت بعالم آخرت افراشت و از شعراء آنزمان يكى نظام الدين عثمان قزوينى است و او اشعار نيك دارد اين مطلع از آن جمله است كه مطلع صبحدمى كه از رخت برفكنى كلاله را * چشم و رخت خجل كند نرگس مست و لاله را . ذكر بايدو خان چون مهم كيخاتو خان بضرب تيغ نوئينان فيصل يافت طغاجار و ساير امرا از صغار و كبار به بايدو پيوسته در ماه جمادى الاخرى سنهء اربع و تسعين و ستمائه در حدود همدان او